سه شنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۹۸,۱۱:۳۶
 

نقد عکس "مراسم قربانی در بوشهر"

تارنمای عکاسی از ایران . عکسی را که می خواهم مورد بررسی قرار دهم می توان در بخش مستند اجتماعی دسته بندی کرد. عکسی از صابر زمانی، عکاس با سابقه بوشهری که در حین برگزاری یک مراسم قربانی در شهر بوشهر گرفته شده است.

صابر زمانی در بخش های مختلف عکاسی فعال است. از جمله می توان به فعالیت های او در بخش خبری و عکاسی برای خبرگزاری های معتبر کشور اشاره کرد. با این حال مستند اجتماعی چهره غالب آثار او در عکاسی است.

در عکس بالا که با کادر افقی و به صورت رنگی گرفته شده است، حضور انسان ها را در یک سوم بالای عکس می بینیم که به گاوی که در پایین عکس به صورت دست و پا بسته روی خیابان قرار دارد و آماده قربانی کردن است، نگاه می کنند. گاوی که حالت و حرکت ثبت شده از او در عکس این طور می نمایاند که گویی برای رهایی تقلا می کند. حضور گاو در دوسوم پایین عکس نگاه ما را به عنوان نقطه قوی عکس به خود معطوف می کند و به مخاطب می گوید که سوژه اصلی عکس را باید در این قسمت جست و جو کرد.

در عکس علاوه بر این عنصر اصلی، خط دیدگانی را از انسان ها در یک سوم بالای عکس می بینیم که جملگی متوجه حیوان روی خیابان هستند.

درست است که گاو سوژه ای است که چشم مخاطب را از انحراف به دیگر نقاط (عکس) باز می دارد و وزنه سنگینی درون عکس محسوب می شود اما از دید نگارنده کلام عکس و مفهوم آن را بیشتر باید در ارتباط های بین گاو و انسان های درون عکس و لابلای مردمانی جست و جو کرد که هر یک به نحوی تماشای واقعه هستند.

با نگاه دقیق تر به جمعیت حاضر در عکس می توان : ۱- حالت های مختلف ۲- شیوه ایستادن های متفاوتی (فیگورها) تا آنجا که وضوح عکس اجازه می دهد، را مشاهده کرد. تفاوت واکنش های انسان ها در برخورد با یک واقعه ی ثابت را می توان در واقع تفاوت در شخصیت های انسان ها ی یک جامعه اعم ازکودک یا بزرگسال، پیر یا جوان دانست.( هر چند که از جامعه آماری کوچکی انتخاب شده باشند.)

و با توجه به منحصر به فرد بودن اتفاقی که در حال وقوع است و اینکه حضور عکاس کمتر باعث تصنعی شدن حالت ها و فیگورها شده، می توان بیشتر به گفته مان در مورد طبیعی بودن حس های درون عکس استناد کنیم. برای مثال دست به سینه ایستادن ۲ نفر از تماشاچی ها همراه لبخندی که به واسطه دیدن حیوانی عظیم الجثه که این گونه در بند است و در مقابل آنان توان دفاعی از خود ندارد، بر لب دارند حاکی از حس قدرتی است که با دیدن صحنه پیشرو به آنها دست داده است.

در واقع گویا خود عکاس هم همچین حسی دارد و با انتخب زاویه High Angel برای ثبت واقعه بر همان حس پیروزی و برتری تاکید بیشتری می کند؛ و یا کودکانی که از میان جمعیت مشغول مشاهده صحنه هستند و با حالتی تعجب گونه همراه با ترس ماجرا را دنبال می کنند.

حالتی که در صورت هیچ یک از بزرگسالان نمی بینیم. اگر عکس العملی غیر از این از کودکی در مواجه با چنین صحنه ای شاهد بودیم باید تعجب می کردیم، چراکه روح کودک پاک است و هنوز با آلودگی های این جهان آمیخته نشده و دیدن چنین صحنه ی مشمئزکننده ای را برنمی تابد. و مثال های دیگری از این قبیل.

باید دانست که پیشینه یک جامعه، وقایعی که در طول تاریخ در بین آنها به وقوع پیوسته و نحوه برخوردی که مردمان زمان وقت با آن وقایع داشته اند و خیلی مسائل دیگر، همه و همه بر انسان های کنونی جامعه مذکورتاثیرگذار بوده و رفتار کنونی و عکس العمل های آنها در برابر هر نوع اتفاق، به نوعی متاثر و معلول همان ویژگی های گذشتگان است.

چه بسا اگر همین عکس در میان مردمان کشور و یا حتی قومی دیگر از همین کشور گرفته می شد و انسان های دیگری بازیگر این عکس بودند، به سبب تفاوت افکار، فرهنگ ها و شرایط حاکم بر جامعه، چهره ها و عکس العمل های کاملا متفاوتی را از این موجود مرموز دوپا می دیدیم.

مورد دیگری که می توان در مورد آن صحبت کرد این است که عکس را از نظرخطوط بررسی کنیم. با توجه به بحث فوق از دید نگارنده خط دیدگانی انسان ها مجموعه ی خطوط عمودی را تشکیل می دهند که با توجه به شناختی که از ویژگی های خطوط عمودی داریم، همان حس استواری و برتری را برای ما تداعی می کند که پیشتر از آن سخن به میان آوردیم و این مجموعه خطوط در تضاد هستند با خط افقی عکس ما، یعنی گاو که سکون، ناتوانی و در نهایت مرگ را جلوه گر می کند. ضمنا در این میان نباید انتخاب مناسب کادر افقی را نادیده گرفت.

انتخاب کادر افقی در هر چه بیشتر رساندن حس سکون و سردی به مخاطب کمک شایانی می کند و به طور خاص در این عکس ناتوانی گاو در رهایی و نهایتا مرگ او را نشان می دهد و همچنین تناسب خط افقی (عکس) که همان گاو است با کادر قطع مستطیل عکس همخوانی مناسبی دارد، چون همان طور که گفته شد هر دو دارای مشخصه سکون و سردی هستند و این تشابه تاثیر گذاری بیشتری روی مخاطب دارد.

در واقع همین تضادها و تشابه ها هستند که عکس را از یک عکس عادی متمایز و به عکسی جذاب مبدل می کند.

موردی که به طور مشترک در همه انسان های درون تصویر میشود دید بی تفاوت و سرد بودن آنها در مقابل سرنوشت یک حیوان است.

علاوه بر این به دلیل بزرگ بودن گاو می‌توان در چشمان درشت او احساس ترس را مشاهده کرد. ترسی که توسط نقش های نامفهومی که آب بر روی زمین و دور گاو ایجاد کرده است، دو چندان می شود.

همچنین مورد دیگری که باید به آن اشاره کنیم حضور گوسفند در سمت چپ تصویر است. به هرحال این حیوان هم هم نوع گاو است و در انتظار بودن سرنوشتی مشابه گاو برای او دور از ذهن نخواهد بود و همه اینها، بی دفاع بودن و مظلوم واقع شدن حیوانات در مقابل انسانها را نشان می دهد.

در مجموع باید گفت عکسی را شاهد بودیم که عکاس توانسته ارتباط بین سوژه ها رابه خوبی نشان دهد که این مهم یقینا نشان از تجربه خوب عکاس در برخورد با مردم و آشنایی با ویژگی های روحی مردم منطقه دارد.

البته نباید از انتخاب مناسب لحظه فشردن شاتر، که خود را بیشتر در ثبت حالت تاثیرگذار گاو نمایان می سازد غافل شویم.

همچنین آقای زمانی با استفاده آگاهانه از ویژگی های تکنیکی عکاسی، رساندن مفهوم مورد نظرش را به مخاطب تقویت کرده و یاری گر ما برای خواندن عکس بوده است و مهم تر از همه با محو کردن حضور خود در صحنه و جلب توجه نکردن توانسته بر وجه اسنادی عکس بیافزاید.

نویسنده : رضا عنصرسیار

برگرفته:پایگاه عکاسی زوم نیوز

 

تارنمای عکاسی از ایران -
۲۱ آذر ۱۳۹۱ ۲۲:۵۴
شماره : ۲۶۹

اظهار نظر


نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500  


کلیه حقوق این صفحه متعلق به "تارنمای عکاسی از ایران" می باشد. استفاده از عکس ها و مطالب، تنها با ذکر نام مولف و عنوان این تارنما بلامانع است. Copyright ©2014 PHOTOGRAPHYOFIRAN.COM . All Rights Reserved .