دوشنبه، ۷ فروردین ۱۳۹۶,۰۵:۱۶
 

نقدی بر یک رویکرد؛جامعه‌شناسی خودمانی

تارنمای عکاسی از ایران - وقتی صحبت از یک جامعه فرهنگی می شود در کنار انواع تقسیم بندی‌های علمی و تخصصی، دو گروه کاملا متمایز شکل می گیرند؛ عامه متوسط مردم و قشر نخبگان و روشنفکران فرهنگی جامعه. خطاهای گروه اول، معمولا حاصل واکنشهایی هیجانی است.

به عنوان نمونه می توان از رفتار سایبری بعضی از هموطنان در صفحه مسی وفرناندا لیما نام برد. رفتارهایی که بسیار ساده شکل می گیرند و در پس هیچ نقاب اجتماعی پنهان نمی مانند و اغلب با واکنش بخش بزرگتری از عامه جامعه عقب رانده می شوند.

اما خطاهای گروه دوم از پیچیدگی بیشتری برخوردار است و در زیر پوشش نامها و عنوانها، علیرغم تحقیرهای رنج آور آن، همچنان پویا باقی می ماند و واکنش انتقادی خاصی را به دنبال نخواهد داشت.

انتشار مجموعه عکسی از عکاس نام آشنا و خوش سابقه سالهای نه چندان دور را می توان نمونه ای از این دست قلمداد کرد. فردی که واقعیت روزمره زندگی و هویت ایرانی را به دو نیمه کاملا ناهمگون قسمت می کند تا در نهایت انسان را در انزوای تمایلاتی سرکوب شده، محدود کند. بد نیست که با هم نگاهی به این مجموعه بیندازیم و به پرسشهایی که در ذهنمان شکل می گیرند بیندیشیم. سوالاتی از این دست که :

براستی این تصویری که ما از خود داریم در کجا شکل می گیرد و آیا باز هم با خیل دیگری از مفاهیم گزینشی و کاذب درباره خود روبرو نیستیم؟ 

آیا یک تمایل فردی با عدم دسترسی به کل واقعیت در دام کلیشه های اهانت آمیزی نیفتاده است که معمولا درباره فرهنگهای غیر غربی رواج دارد؟ 

آیا این نوع نگاه، تعمدا مخدوش کننده رابطه زیبایی و والایی و مذهب نیست؟

اصلا جایگاه نگرش خودی و به عبارتی دیگر نگاه از درون این مجموعه عکس در کجا واقع شده است و جنبه های مفهومی و مبانی فرهنگی و هویتی و وجوه تمایز ما چگونه به تصویر کشیده می شوند؟

آیا به رابطه بین صورت پیام و محتوای آن و تعبیر این پیام از سوی مخاطبان مختلف اندیشه شده است؟

آیا عکسها توانسته اند از دایره تنگ و محدود و نارسا و وابسته به موقعیت فراتر رفته و درک متناسبی از مجموعه عادتها و رفتارهای فرهنگی و واقعیتهای اجتماعی ما ارائه کند؟

هویت فرهنگی، منزلت و اعتبار ایرانی ما با کدام بخش این مجموعه به یگانگی می رسد و انعکاس ماهیت خود را در آن چگونه باز می یابد؟ 

و در نهایت؛ آیا برای تقویت ذهنیت عبور از خط قرمزها، باید دست به انتحاری معنوی زد؟ 

اما فارغ از این مجموعه عکس و مجموعه هایی مشابه باید از دوستان منتقد و نخبه هنری پرسید که صیانت فرهنگی از موجودیت انسان ایرانی وظیفه چه کسانی است؟

چرا جامعه ی هنری ما در برابر واکنش هیجانی مردم عامه در صفحه ی مسی و لیما وارد عرصه می شود و در مقام دفاع از هویت ایرانی بر می آید، اما در برابر زیر سوال رفتن هویت ایرانی در عرصه ی هنر ، کسی در مسیر نقد و حتی حمایتی روشن و قانع کننده گام بر نمیدارد؟

استخراج و استنباط معنا و اندیشه ها و ارزشهای فرهنگی و جدا کردن الگویی فراگیرنده و سیال که به هنرمند قدرت اتکاء به هویت خود را ببخشد توسط چه کسانی و از کجا باید آغاز شود؟

چرا نظام فکری و عملی ما هنوز به گونه ای است که برای حفظ و ارائه یک جزء، کل را از بین می بریم؟

به یاد داشته باشیم که نقد اگر چه حمله نیست اما در پس هیچ مصونیت ظاهری، عقب نشینی نمی کند و به اصطلاح کوتاه نمی آید. 

امیدوارم دوستان منتقد، به ویژه فعالان و نخبگان عرصه هنر و جامعه شناسی، پاسخی برای پرسشهایی از این دست را نیز داشته باشند.

برای دیدن عکس‌های حسین فاطمی بر روی لینک کلیک کنید.

مطلب مرتبط: عکس مستند همیشه دروغ می‌گوید.
برگرفته : عکسخانه

تارنمای عکاسی از ایران -
۲۴ آذر ۱۳۹۲ ۲۲:۳۶
شماره : ۹۶۲

اظهار نظر


نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500  


کلیه حقوق این صفحه متعلق به "تارنمای عکاسی از ایران" می باشد. استفاده از عکس ها و مطالب، تنها با ذکر نام مولف و عنوان این تارنما بلامانع است. Copyright ©2014 PHOTOGRAPHYOFIRAN.COM . All Rights Reserved .